تبلیغات
خاطرات رزمندگان و شهدای شهر من خور

خاطرات رزمندگان و شهدای شهر من خور
 


گرامی میـــداریم یاد و خاطره شهدای خــــــــــــــــــــــــــرداد ماه شهرمون را با ذکـــر صلــــوات بر محمــــد (ص) و آل محمــــد (ص)


در خرداد ماه یاد شلمچه میکنم .....یاد شلمچه میکنم.....

                                               باز میگم شهدا دلم تنگه.....
شرمنده ام از شما داد میزنم شهدا دلم تنگه.....

                   به کی بگم حرف دلو ...کجا برم....شهدا دلم تنگه....


 
کاش میدونستیم شهدا کی بودند.....چه کردند....برای چه رفتند.....

کاش میدانستیم اشک مادر شهید یعنی چی....



کاش میدانستیم خون شهدا یعنی چی....کاش معنی مدیون بودن رو میدانستیم




کاش معنی حفظ ارزشها را میدانستیم ....

کاش .....کاش.....کاش.....
.
 


کاش یکم شرمنده میشدیم از مادران شهدا.................



برای شادی روح این چهار شهید خرداد ماه شهرمون بخصوص برادران شهیدم  شهیدان  غلامرضا و احمد فاتحه ای قرائت بفرمائید .




نوشته شده در تاریخ جمعه 1 خرداد 1394 توسط حكمت سعادت

گرامی میداریم یاد و خاطره جانفشانی شهدای عزیزمون را با ذکر صلوات بر محمد(ص) و آل محمد(ص) .

به خدا ما خیلی شرمنده ایم، می دونم که این شرمندگی فقط تو زبونمونه. می دونم که تو عمل هیچ چی نداریم،می دونم یه متر هم از راه شما رو نرفتیم. می دونم تو پیچ و خم های زندگی فراموشتون کردیم، می دونم آرزوهاتون رو زیر پا گذاشتیم        

می دونم پلاک هاتون رو شکستیم، می دونم سر بندهاتون رو پاره کردیم می دونم لباس های خاکیتون رو که با اونا تا اوج افلاک پر کشیدید رو مسخره کردیم . می دونم یه بارهم نشد مثل شما بشینیم زیارت عاشورا بخونیم، می دونم تا حالا نشده مثل شما نماز شب بخونیم می دونم تا حالا سعی نکردیم افکار شما رو گسترش بدیم

می دونم اونقدر ترسو بودیم که نتونستیم تو مدرسه و دانشگاه درباره شما حرف بزنیم، نتونستیم با کسایی که شما رو مسخره کردند، مقابله کنیم . می دونم وقتی از کراماتتون برامون گفتند باور نکردیم. می دونم که با یادگارهاتون چه کارها که نکردیم می دونم خیلی دلتون رو شکستیم. 


  می دونم به خدا می دونم... ولی حالا دیگه نمی خوام اینجوری باشم، :  به خدا خودم هم خجالت می کشم، به خدا الان دارم عذاب می کشم، به خدا خیلی شرمنده تونم. به خدا دلم خیلی براتون تنگ شده. به خدا شرمنده ام. به خدا شرمنده ام. آره که ما تا حالا به هیچ کدوم از حرفای شما گوش نکردیم،


    ولی شما که مثل ماها نیستید، شما که خیلی خوبید، تو رو خدا دستمون رو بگیرید، نذارید همون آدمای سابق باشیم  نذارید بازهم راحت ازتون بگذریم. دستمون رو بگیرید... دستمون رو بگیرید. شما رو به مادرتون فاطمه زهرا دستمون رو بگیرید. دستمون رو بگیرید... از این بیشتر شرمنده مون نکنید


                    شادی روح این شهدای عزیز فاتحه ای قرائت بفرمائید .



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 اردیبهشت 1394 توسط حكمت سعادت

    اگر حماسه بزرگ هشت سال دفاع مقدس را نمایشی از قدرت و عزت مسلمانان درچندین قرن گذشته بدانیم، سخنی به گزاف نگفته‌ایم و در این میان، نقش همه اقشار و افراد را باید لحاظ کرد و بدون تردید، نقش زنان مؤمن را باید دربالاترین درجه دانست. همان‌گونه که امام راحل(ره) تصریح فرمودند: «این پیروزی‌ها را ما از بانوان داریم قبل از این‌که از مردها داشته باشیم.بانوان عزیز ما اسباب این شدند که مردها هم جرأت و شجاعت پیدا کنند».(صحیفه نور ـ جلد 16 ـ صفحه   126 )

باور این حقیقت ممکن است برای آنان که از دور دستی بر آتش داشته و یا با این مقوله بیگانه بوده‌اند، حیرت‌انگیز باشد اما برای کسانی که خود در کوران این حادثه عظیم و کم‌نظیر بوده‌اند،‌ گوارا و لذت‌ بخش است.

    بنابر این، در میان حضور زنان صبور و فداکار، مادران و همسران بردبار شهدا و مفقودین ازجایگاه ویژه‌ای برخوردارند؛ مادرانی که به قول امام خمینی(ره): «جوان‌های خودشان را از دست می‌دهند و باز می‌گویند: باز هم یکی ـ دو تا داریم»(صحیفه نور ـ جلد 16 ـ صفحه   209) 

    زنان بزرگی که در جنگ پیشقدم ایثار و گذشتن از جگرگوشه‌های خود بودند که آن رهبر سفرکرده آن را سبب تقویت مردان می‌دانند. (صحیفه نور ـ جلد 19 ـ صفحه 270   )

تصویری را که مشاهده میفرمائید دستخط مبارک وآخرین نامه شهید مجتبی طاهری  است که در روز ولادت باسعادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و روز مادر به همسر خود نگاشته و این روز مبارک را به او تبریک گفته. جهت شادی روح پرفتوح این شهید بزرگوار حمد و سوره ای قرائت بفرمائید .






نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 19 فروردین 1394 توسط حكمت سعادت

                    اصالت داران همرزم و منتظران مهدی فاطمه (س(

حلول بهار طبیعت مقارن با شروع سال نو شمسی را صمیمانه به شما و خانواده های نجیب و مهربان تان تبریک و شاد باش عرض می کنم و آرزومندم که این سال جدید، سالی پر از سعادت و خوشبختی برای همگان باشد که این محقق نخواهد شد؛ جز با ظهور و حضور و مدیریت وجود شریف انسان کامل، حضرت حجت ابن الحسن العسگری (ع)، بر کل عالم که ان شاء الله خداوند عزیز به حق دعاهای شما بخصوص دعای پدران  و مادران و فرزندان بزرگوار شهــــدای والامقام  در زمان تحویل سال نو، فرج ایشان را در سال جاری قرار دهد و دل های بندگان صالحش را به آن واقعه ی موعود شاد گرداند.

  همچنین ایام سوگواری شهادت مظلومانه ی پاک ترین بانوی دو عالم, حضرت فاطمه زهرا (س) را خدمت فرزند رشیدشان، حضرت اباصالح المهدی (ع)، و همه شما عزیزان تسلیت عرض نموده و از همه شما تقاضا دارم که در هر جایی هستید به دیگر عزیزان توصیه بفرمایید که حرمت ایام شریف فاطمیه را در ایام نوروز رعایت بفرمایند.         

                                  «««   سربلند باشید زیر سایه ی مولانا اباصالح المهدی (ع««(

 

                                 همچنین یاد کنید شهدای فــــروردین ماه شهرمان را با ذکـــــر

                                                   صلـــــوات بـــر محمــد(ص)و آل محمـــد(ص(













روحشان را شاد کنیـــــد با ذکر صلــــوات  بر محمـــد (ص) و آل محمـــد (ص)





نوشته شده در تاریخ شنبه 1 فروردین 1394 توسط حكمت سعادت
گرامی میداریم بیست و هفتمین و بیست و هشتمین سالگرد عروج ملکوتی شهدای ماه آخر زمستان شهرمان را با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد (ص) و با قرائت حمد و سوره ای برای شادی روح آن عزیزان


به امید روزی که برای پاسداشت بزرگ مردی های این شهدای عزیز همه ی ما گامی حتی کوچک در راستی معرفی آنها به دیگر نسل ها برداریم و سپاس گذار آنها باشیم.


پدرم ...

نمی دانستم دلتنگی ؛ دلنازکم میکند..  آنقدر که به هر بهانه ی کوچکی شانه ام بلرزد و
چشم هایم پراشک میشود ...

نمی دانستم نبودنت کودکم می کند.. آنقدر که ساعت ها گوشه ای بنشینم و با همه قهر که چرا نیستی..

پدر جان اسفند ماه را دوست ندارم شما هم دوست نداشته باش. میدانی چون طی این 27 سال نبودن یه طرف و این روز هم یه طرف

دیگرو بیش از بیش جای خالیت را حس میکنم . یک سال دیگه ام بدون تو گذشت دلم تو رو میخواد

کاش بودی پدرم ،مهربانم ،همه زندگی ام ...









تقدیم به خانواده شهید والامقام محمد ایزدی
حتما" ببینید دوستان
[]

همچنین جهت شادی روح پدر عزیزم را که  پانزده سال پیش در روز هیجدهم اسفند ماه مارا ترک کرد و به دیدار  خدای باریتعالی و دوفرزند شهیدش پیوست فاتحه ای قرائت بفرمائید. ممنونم


۩۞۩  سلام عزیزم خیلی خوش آمدی تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures ۩۞۩۩۞۩  سلام عزیزم خیلی خوش آمدی تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures ۩۞۩۩۞۩  سلام عزیزم خیلی خوش آمدی تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures ۩۞۩۩۞۩  سلام عزیزم خیلی خوش آمدی تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures ۩۞۩۩۞۩  سلام عزیزم خیلی خوش آمدی تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures ۩۞۩۩۞۩  سلام عزیزم خیلی خوش آمدی تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures ۩۞۩۩۞۩  سلام عزیزم خیلی خوش آمدی تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures ۩۞۩۩۞۩  سلام عزیزم خیلی خوش آمدی تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures ۩۞۩۩۞۩  سلام عزیزم خیلی خوش آمدی تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures ۩۞۩۩۞۩  سلام عزیزم خیلی خوش آمدی تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures ۩۞۩۩۞۩  سلام عزیزم خیلی خوش آمدی تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures ۩۞۩

 







نوشته شده در تاریخ جمعه 1 اسفند 1393 توسط حكمت سعادت




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 16 بهمن 1393 توسط حكمت سعادت

 سلام امامم

 

شاید ما را نشناسی ما همون امیدات هستیم . همونهایی که می گفتی امید من به شماست .

 

 امامم دلمان پر است دنبال بهونه ای بودیم تا با شما حرف بزنیم دیدیم نزدیک 22 بهمن است و اون روزا هم یکی از شعارا این بود " در بهار آزادی جای شهدا خالی" آری امام این شعار این روزا بیشتر احساس میشه .......

 

نیستی ببینی مملکت چه خبره کاش اسم و یاد شهدا فراموش بشه! کاش دشمنای ملت توطئه می کردن کاش فقط گرونی بود و گرونی کاش فقط درد پول بود و نداری کاش فقط ظاهر بود کاش و کاش و کاش ......

 

امامم دیگر لازم نیست دشمنان برای این ملت توطئه کنن چراکه هستند آقایونی که از داخل دل دشمن را شاد میکنن هستند آقایونی که همه مشکلات و گرانی و تحریمو ووووو.... حل کرده اند حالا دارن مچ هم رو باز می کنن هستند مسئولینی که دم از شهدا و ولایت و رهبری می زنند اما تنها کاری که نمی کنند عمل به امر رهبری است هستند اقایونی که پشت بیرق ولایت قایم شده اند و در جلو سینه می زنند و در پشت خنجر

 

 آری نمی دانیم چه کسی راست می گوید چه کسی دروغ یکی می گه عاقبت این احمدی نژاد هم مثل بنی صدره اون هم رای میلیونی داشت و به اون می نازید اولشم امام ازش حمایت می کرد بعد هم عاقبتش اون شد یکی دیگه میگه کروبی رو که دیدی اون هم رئیس مجلس بود آخر لاریجانی هم مثل اونه یکی دیگه میگه کسی از منتظری به امام نزدیکتر نبود دیدی چی شد آخرش هم تو زندان خونش مرد این رفسنجانی هم بدتر از اون نشه خوبه

 

نمی دونیم بخدا کی راست میگه کی دروغ

 

اینجا که میرسه یاد اون کلام گوهربارت می افتم که می گفتی " پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد" وقتی فکر می کنیم می بینم چه با بصیرت و آینده نگرانه این روزها رو پیش بینی میکردی که اگر کسی بود و خواست راهی رو پیدا کنه تو این آشفته بازار راهی براش مونده باشه

 

امامم 22 بهمنت مبارک اما آقا سید علی این روزها دلش خون است آخه مسئولین , همون مسئولینی که همه مشکلاتو حل کردن و از بیکاری سر کول هم می زنند, دارند دل دشمن و شاد می کنن حتما اونا تا حالا فکرشو هم نمی کردن از تحریمهای فلج کننده فلج کننده تر هم هست

 

بگذریم امامم 22 بهمن است مثلا اما همه ولایی ها در ظاهر شادن و در باطن ........

 

اما ما آقا سید علی رو داریم که اونا ندارن البته شاید مثل اونا در جلوش سینه بزنیم اما پشت سرش مثل اونا خنجر نمی زنیم بلکه خون میدیم






نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 15 بهمن 1393 توسط حكمت سعادت

 

عملیات رمضان بود بچه ها همه آماده بودن تا یک عاشورای دیگه رو رقم بزنن عملیات شروع شد آروم آروم جلو رفتن چند ساعت بعد به میدان مین رسیدن ،یه میدان وسیع و گسترده که پر بود از مین هایی که دشمن بعث کار گذاشته بود چاره این نبود باید چند نفر داوطلب میشدن و معبرو باز میکردند اما کیا میخواستن اینکارو کنن هنوز مشخص نبود ! وقت داشت از دست میرفت که بالاخره 20 نفر از رزمنده ها قبول کردن رد بشن و معبر رو باز کنند !

 

با ذکر "یا حسین " قدم در میدان گذاشتن و پیش رفتن تک تکشون جلوی چشم همه پرپر شدند همه رزمنده ها اشک از چشم هاشون جاری شد ... خالص پرکشیدن و رفتند تا امروز ما باشیم و دنیای نامرد ...

 


 

شرایط تغییر کرده میدان مین ها و جبهه ها هم تغییر کرده اگه اون زمان داوطلب میشدن برای رفتن روی مین و شهادت و کمک به عملیات امروز هم داوطلب میشن برای بی بند و باری و باران لایک ...!

 

لباسای شیک خودشو میپوشه یکم دامنو کوتاه تر میکنه یکمم روسری رو شل میکنه یکمم عشوه اضافه میکنه و بالاخره آماده میشه و میره جلو دوربین ، و چند ساعت بعد هزاران لایک به جسم برهنه و فروخته شدش چسبونده میشه ..!

 

یکی گره روسریشو شل کرد رفت جلو دوربین واسه لایک .../


یکی بند پوتینش و سفت کرد رفت روی مین واسه خاک.../





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 5 بهمن 1393 توسط حكمت سعادت
گرامی میداریم یاد و خاطره شهدای  عزیز شهرمون را که در چنین روزهائی بر روی دستهای شما مردم غیور و ولایتی خور در ماه بهمـــــــن سالهای  دفاع مقدس تشیع شدند.  جهت شادی روح این عزیزان  فاتحه ای قرائت 
بفرمائید.

ای شهدا ، دنیا بی شما سخت است !  ای خوش انصاف ها ، اینجا دیگر  با خاموشی بلدزورهای جهاد گران ، سنگر و خاکریزی که صداقت و درستی را بنا کند یافت نمی شود .

اینجا فانوس هاخاموش است. خیانت به رفیق  ورسیدن به وجاه ومقام به بهای خاموشی عزت نفس است.

ای شهدا اینجا دیگر از عروج خبری نیست وهمه از برای فنا دست وپا می زنند.دست های نا پاک به هم گره خورده تا برنسل جوان امروزی روح بی اعتقادی ودین زدگی را جریان دهد.

 آی شهـــــــــدا  ؛  هیچ فکر می کردید بعضی ها اینقدر ناجوان مردانه حرمت شما و خون شما رو پایمال کنند و دم از مسلمونی و مردانگی بزنند؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!

رفتید تا نبینید عفت فروشی ها....  تا نبینید غیرت های بر باد رفته را....

رفتید....با هزار امید و آرزو.....به امید آنکه خونتان را گرامی می دارند...

      

به امید آنکه راهتان را ادامه می دهنداما ...افسوس...افسوس..افسوس...

که نه حرمت خونتان را نگاه داشتند...نه یادی از شما زنده ماند.

  

 
عزیزان ،  یادمه زمان جنگ تو جبهه ها همه دنبال گمنامی بودید ؛ ولی حالا اینجا همه مواظب هستند نامشان گم نشه  .  جبهه ها بوی ایمان می داد ولی الآن ایمانها همه بو میده .  امروز به خودمان وعده میدهیم
که فردا با یاد شهیدان زندگی کنیم  اما فردا از کنار شهیدان رد می شویم

دلخوش از آنیم که سودای شهیدان داریم و غافل از آنیم که  در  راه شهیدان نیستیم . چشم طمع به مال دنیا داریم ؛  زبان بنام آخرت می چرخانیم  !!!  دست آخر هم  خودمان مفسر اعمالمان می شویم و چقدر راحت خودمان را راضی می کنیم
روحتان شاد
تصاویر زیباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی






نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1 بهمن 1393 توسط حكمت سعادت

فرق تو با خانواده شهدا و فرزندان شهید  در چیه؟

تو بابا  داری اونا  ندارن !تو کلی ناز داری اونا ندارند !

تو هرجا بری   رو سر همه جا داری!

ولی به فرزندان شهید به چشم یه یتیم نگاه میکنند!!!

اونا روپای خودشون وایسادن !! دولتم فقط نگاه میکنه!!!

اینا تبعیضه !!!  که نهایتش میشه تنفر!!

فقط میخوام اینا بهت بگم که بابای اونا هدف داشت رفت وشهیدشد...

ازفرزند و  زن و پدر و مادر پیرشون گذشتند ؛ مگه چند سالشون بود ؟؟؟؟

اگه عزیزم ساکن خور هستی !!! که حتم دارم خوری نیستی  ! چون میدانم مردم خور فرهنگ شهادت را خوب میدانند و احترام به خانواده آنهارا بنحو احسن انجام میدن ،

یک سری به گلزار شهدا بزن ببین آخه مگه چند سال داشتند؟؟؟ 

از کوچکترین آنها که شهید فرخه 15   تا   27  سال !!! مگه اونا مثل من و تو دل نداشتند؟؟

نمی تونستند  مثل بقیه بالا سرخانوادشون باشند؟؟

نمی تونستند دختر یا پسرشونا که میخواد بدنیا بیاد ببینند بعدبرند ودیگه برنگردند؟؟؟؟

فرزندای اونا آرزو به دل  موندند یکبارکسی پیدابشه وخریدارنازواداهاشون بشه ؛ همون ناز و اداهائی  که من و تو زمان بچه گیمون برای بابا مون میکردیم  ...  

ولی بدون  اونا می تونستند باباشونا ببینند  دست روسرشون بکشه نازواداشونا بخره...

اونا هرجابرن بگن فرزندشهیدم نیش وکنایه هاشون شروع میشه...

اون فرزند شهیدی  که بایدافتخارکنه به باباش ،  حالا داره ازهمه قایمش می کنه..

اسمش پارتی بازی و حمایته !!!  که ای کاش پدرانشون بودندومی دیدند که فرزندانشون چطورتحقیرمی شند...  میدونم که اونا هم دلشون خونه ازاین وضعیت..

چی می دونید ... ازآدمهائی امثال شما بااین حرفاشون خون ترهم میشه...

آخه گفته بودید فرزندای شهدا حقتونا پایمال کردند!!!!!!!!!!!

حق دارید حقتون پایمال شده...!!!

آخه فرزندای شهدا زندگیشون گلستونه...  دردی ندارند بی کس نیستند...

بابای اونا رفت که امثال شماهایی که دارین نیش وکنایه به اونا می زنیدامنیت داشته باشید...

اونی که رفت جونشا داد برای امنیت من و تو ؛  بابای اون فرزند شهیده ...و اونم چه بخواییدچه نخواییدفرزندهمون باباست که هیچوقت ندیدش...

فقط تو ای عزیز ؛  میخوام بت بگم اگه میتونی پاشو یک سری برو سر تل معراج شهدای گمنام ؛ آخه خبر که داری چند وقت پیش دوتا از  همون شهدائی که تو به اونا میگی  خود سر و هنوز که هنوزه خونواده اونا  منتظرشند که جونشون برگرده را بر بام شهرمون دفن کرند تا از اون بالا به افرادی از امثال تو که اینجور گستاخانه و بناحق در باره شون حرف میزنی بگن آی مردم اگر ایرانتون نشد افغانستان ؛ عراق ؛ و ....  بخاطر اینه که من و امثال من رفتیم گمنام بشیم تا شما آسوده باشید و با امنیت کامل به زندگی خودتون ادامه بدید. پس بی جهت در مورد جهاد فی سبیل الله ما قضاوت نکید . 

پا شو . پاشو برو اونجا و با خودت و خدای خودت و آن دو عزیز مهمان شهرمون خلوت کن و از آنها بخاطر گستاخی هائی که به آنها و بخصوص خانواده و فرزنداشون  روا داشتی عذر خواهی کن که بلاشک  توبه ات پذیرفتنی است . ان شاءالله .

دیگه حرفی ندارم.. اگه بخودت نیومدی و عوض نشدی عوضش تامی تونیدماروبکوبید...

اصلااین پست تقدیم به شما...

خدانگهدار

  منتظر کامنت بعدی شما هستم

یاحق







نوشته شده در تاریخ شنبه 27 دی 1393 توسط حكمت سعادت


                            

قهر کرده اید انگار ؟ درست نمیگویم؟

برادر عزیزم ، دوست و همسنگر عزیزم  ، دیگر چرا شما نمیخندید ...! چه شده آن لبخندهای دائمتان؟

عزیزانم  آنطور درخودتان رفته اید دلم غصه اش میشود ...سرتان را بالا بگیریدبه چه می اندیشید؛ از چه دلگیرید ؛... ...

راستی برادرم  ! قبلا" ها یه عده ای میگفتند شماها رفتید بجنگید که چه بشود؟ خودتان خواستید ،خودتان هم شهید شدید!!!!!

آن وقتها جبهه میگرفتیم و جوابشان را میدادیمحالا خودمانیم داداشم؛ .

بینی و بین الله رفتی که چه بشود؟ رفتی که آزادی داشته باشیم؟

رفتی که عده ای مانتوهایشان روز به روز تنگ تر و روسری هایشان روز به روز کوچکتر شود؟ رفتی که ماه محرمی هم پارتی بگیرند و جشن های آنچنانی؟

رفتی که عده ای دختر و پسر به هم که میرسند دست بدهند و اگر ندهند به هم بگویند عقب مانده ؟

باشما هستم همسنگران دیروزم:  حالا جای پلاکتان را این روزها زنجیرهای قطور گرفته !!  جای شلوار خاکی اتان را شلوارهای پاره پوره وچاک چاک گرفته ! ( که به زورپایشان نگهش میدارند)  جای پیراهن ساده  " مردانه اتان " را تی شرت های مارک دارگرفته (بعضا"آب رفته اند ) . پسرانمان زیرابروبرمیدارند ! و دخترانمان ابروتیغ میزنند !  اوضاعی شده دیدنی ... پارکها ، سینماها ، پاساژها شده اند سالن مــــد !  و البته دوست یابی !!

   

واما شما دوبرادر عـــزیزم:

شما رفتید که خودتان را پیدا کنید و خدایتان را؛  اینها مانده اند و دارند خودشان را گم می کنند!! ؛

اینجا پسری با تیپ آنچنانی هرچه قدر هم که بی احترامی کند به غیر ؛ و سرو صدا کند ،  همه میخندند و می گویند چه بانمـــک !!!

اما پسری مذهبی که باصدای بلند بعد از نماز جماعت صلوات بفرستد؛  بعضی ها میگویند : زهر مار !! دادنزن سرمون رفت !!!

اینجا به خیلی چیزهایی که اعتقاد شماها  بود میخندند ؛ به ریش،چادر،لباس پیغمبر......

      شهیدان عزیز به خدا شرمنده ایم...

  راستی  برادران شهیدم امشب شب     ولادت پیامبر مهر و رحمت حضرت محمد مصطفی (ص) است تبریک مرا بمناسب این شب فرخنده پذیرا باشید . روحتان شاد عزیزان . امشب که همتون دورهم جمع میشید سلام من را هم به دوستان شهیدم برسونید. ممنونم ازتون

                                                                                شادی روح تمامی شهدا صلــــــوات





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 18 دی 1393 توسط حكمت سعادت

یادش به خیر...
کودک که بودیم
مدرسه ای داشتیم
وتخته سیاهی بر دیوار کلاسش
و "مبصری" که بر تخته لیست می کرد:
"
خوب ها" و "بدها" را...
و هنوز هم
گمان می کنیم:
که آن "مبصریم"؛
و مردم دنیا همکلاسی هایمان؛
و چه ساده قضاوتشان می کنیم...
و چه آسان لیست می کنیم:
"
خوب ها"یشان را و "بدها"یشان را...
-
غافل از آن که-
تنها "خدا"ست
که میداند:
بر تخته سیاه دنیا
چه کسی در ردیف "خوب ها"ست
و چه کسی در ردیف "بدها......      "






نوشته شده در تاریخ دوشنبه 15 دی 1393 توسط حكمت سعادت
یاد و خاطره شهدای عزیزمان را  گرامی میدارم با ذکر صلوات برمحمد و آل محمد (ص) 

قسمتی از وصیت نامه شهید بزرگوار  رضاقلی ایزدی

البته حرکت کردم برای یاری دین اسلام  و لبیک گفتن به ندای حضرت امام که فرمود بشتابید اسلام درخطر کفر است واگر کوتاهی کنید اسلام آنچنان سیلی خواهد خورد که دیگر جبران نمی شود کرد بنابراین زمان حساس است وکوتاهی نمودن در اطاعت از امر امام مسئولیت دارد. امروز باید ما شکر گزار این نعمت الهی یعنی مقام رهبریت باشیم زیرا او بود که ملت ما را از راه گمراهی و فلاکت  به راه سعادت و رستگاری نجات داد و به ما عزت و شرف بخشید و شکرگزاری از آن مقام آن است که از وی اطاعت کنیم. مسئله بعد اینکه ما به وحدت نیازمندیم که باید آن را حفظ کنیم واین جمله ای است که حضرت امام مرتباً می فرماید اکنون که انقلاب ما چراغ فروزان برای ملتهاست باید این چراغ فروزان را با وحدتمان حفظ کنیم که اگر خدا نکرده با اختلافات به آن لطمه و صدمه بخورد نزد شهدا مسئولیم

یـادمان باشد شهیدان زنده اند                  تا ابد اِستـــاده وپاینـــده اند

یــادمان باشداگرکوبنــده ایم                   بانفس هایشهیدان زنــده ایم

یادمان باشدکه ما،دل، شسته ایم          باشهیدان دست پیمان بسته ایم



 و اینک باید سلام کرد به آنانی که لباس های خاکی رنگشان , لباس احرام در "موقعیت ها" بود . باید سلام کرد بر اشک های جاری مناجات بر گونه های خاکی و خونین. باید سلام کرد بر دست های بریده شده , بر انگشتهای جدا شده از دست. باید سلام کرد بر پوتین های بی پا , به پاهایی که بند پوتین آنها تا آسمان گشوده شده . باید سلام کرد بر سَرهای سرخ بی کلاه . باید سلام کرد بر سینه های سوخته در سنگر ها . باید سلام کرد بر پیشانی هایی که بوسه گاه گلوله شده اند . باید سلام کرد بر قطارهای فشنگی که تسبیح شده اند . باید سلام کرد بر کوله پشتی های پر از پرواز . باید سلام کرد بر پلاک پیکرهای قطعه قطعه شده که شماره و شناسنامه یک شهاب شده . و هر کوچه و خیابان شهرمان را تا ابد ستاره باران کرد . باید سلام کرد بر لبهای سیراب از عطش عشق . باید سلام کرد بر چفیه , بیرق همیشه جاودان جبهه های خمینی .
و باید سلام کرد بر چفیه ای که همواره بر دوش علمدار نهضت خمینی است.


  همچنین گرامی میداریم ششمین سالگرد پرواز ملکوتی جانباز سرافراز شهرمان شهید حسن توکل را با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد(ص)


             روحشان شاد و راهشان پر رهرو باد . 
جهت شادی روح شهدای عزیزمان بخصوص شهدای
عزیز دی ماه   حمد وسوره ای قرائت بفرمائید .




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 10 دی 1393 توسط حكمت سعادت

زیر آتش دشمن که به میدان مین رسیدند، وقتی برای خنثی کردن نبود، نیاز به چند داوطلب بود تا، راه را بر بقیه باز کنند، انگار فداشدن چند نفر، ارزشش بیش از فنا شدن کل نیروها و ناقص ماندن عملیات بود

روی مین، تکه تکه بدنش که به هر سویی پرتاب می شد؛ مادرش در خانه بر سجاده نشسته بود و هنوز به فکر لحظه خداحافظی بود، لحظه ای که جلوی چشم همه مردم بر صورت پسر خوش قد و بالایش بوسه می زد و پسری که انگار از خجالت نگاه های مردم رنگش به سرخی می زد

مادر-شهید-2

 

دوستانش که بر بدن پاره پاره اش پا می گذاشتند و به خط دشمن می زدند، مادر هنوز به فکر دوختن لباس های سوراخ سوراخ او بود

از جبهه که بر می گشت کار مادر می گرفت، سوزن می زد و می پرسید چرا همه این لباس مثل آبکش شده است و پسر می دانست گفتن اینکه روی سیم خاردار پل بچه های دیگر می شود، دل مادر را به آتش می کشد؛ با شوخی های همیشگی موضوع را عوض می کرد

حالا مادر هنوز در حال دعا کردن برای پسرش است، همان پسری که برای بوسیدن پیشانی سربند بسته اش، روی نوک پا بلند می شد، با اینکه پسر به احترام مادر خم شده بود

 

باز وصیت نامه پسر شهیدش را می خواند:

مادرم

یادتان باشد رفتن ما کاری حسینی است و ماندن شما صبری زینبی را می طلبد

مادرم پشتیبان ولایت فقیه باشید

مادرم، حجاب را رعایت کنید که یادگار مادر همه رزمندگان اسلام، حضرت زهرای مرضیه(س) است

امروز هم مثل همیشه به گلستان شهدا می رود،‌ باز قصه تلخ دیدن دختران و زنان بی حجاب تکرار می شود،‌ و او نمی تواند به همه آنها بگوید: پسر عزیزم تکه تکه شد تا شما امنیت و آسایش داشته باشید، او خواسته اش مانند همه شهدای دیگر و خواسته دین بود حجاب


  عجب قصه قدیمی و کهنی است سوزاندن دل بازماندگان شهدا

و انگار قصه کربلا، بارز ترین نمونه آن در تاریخ است، شهدایی که رفتند و خانواده داغداری که باید به بی احترامی نسبت به خود و شهدایشان صبر کنند، صبری که با "زینب(س)" شناخته می شود. شاید سوزناکترین جای قصه هم همین باشد

امان از دل زینب

امروز که هزاران هزار بازمانده از خانواده شهدا بین ما زندگی می کنند، مانند مثالی هستند که در اول مطلب آمد، اما شاید با کمی تغییرات

شاید فرزندی در رود کارون و اروند شکار سیم خاردارها، مین ها، تک تیراندازهای دشمن و میشد و جنازه مطهرش را آب با خود می برد؛ شاید گلوله مستقیم تانک تن نحیف جوانی را دود می کرد و به هوا می فرستاد، شاید گازهای سمی و شیمیایی جوانانی را به بدترین وضع از بین برد، شاید خلبانی در هواپیما و میان کوهی از آتش تمام شد، شاید ؛ و مادری، خواهری، همسری و فرزندی بر سجاده، مشغول دعا

اما امروز همه آنها در میان ما هستند

خانم بی حجاب توجه کن !؟

 

نکند رفتار ما با بازماندگان شهدای در راه خدا، همان رفتاری باشد که با بازماندگان شهدای کربلا شد؟!

رفتاری یزیدی، غیر محترمانه، بی ادبانه و ؛ که در قبالش صبری زینبی پیشه شده است ؟!

صبر کنید

صبر بر سه نوع است: صبر بر گناه، صبر بر طاعت، صبر بر مصیبت

آنها بر مصیبت صبر کرده اند، شما بر گناه صبر کنید و آلوده اش نشوید، شاید چشمی به اشک نشسته، بد‌پوشی !!! تو را خوش نداشته باشد، همان طور که دین هم خوش ندارد








نوشته شده در تاریخ جمعه 28 آذر 1393 توسط حكمت سعادت
 

دوستان سلام .  روز یکشنبه از سفر کربلا برگشتم واقعا" جای همتون خالی بود . ان شاءالله خداوند قسمت همه شما بکنه و تندرست باشید تا اربعین سال آینده  بتونیم  باهم به این سفر معنوی سفرکنیم. اما در این سفر یک چیز برام خیلی با اهمیت و جالب بود اینه که عراقی که بمدت هشت سال با مردم ما در جنگ بود و به روی هم آتش میگشودیم ، حالا مردمش چقدر به ایرانیان احترام میگذاشتند  ، سربازی که تا دیروز برروی جوانان ما اسلحه میکشید  حالا افتخارش این بود که با ایرانیانی که چفیه بر گردن داشتند عکس یادگاری بگیرد و چفیه اورا می بوسید . اینست که [آقایمان امام خامنـــــــه ای] فرموده بودند: که هندسه دنیا در حال تغییر است و باید آماده دیدن هندسه جدیدی برای دنیا باشیم ( نقل به مضمون ) دقیقامتوجه نمیشدم یعنی چه، تااینکه تو اربعین دیدم مردم العماره شبها به دنبال زوار امام حسین(علیه‌السلام) بودند. با یک بیان خاص می گفتند : سیارات ، نجف ، ماکو !العماره ، مبیت ، طعام ، موجود. قسم می خوردند والله مجانا ! صبح، کاراج ، سیارات نجف ، موجود ..یعنی الان برای نجف ماشین نیست گاراژ تعطیل است..بعد از نماز صبح خودمان می بریمتان کاراج (گاراژ) و آن هندسه جدید دنیا را الان متوجه شدم که یعنی چه ! یکی می گفت : من زودتر گفتم ، شما مهمان من هستید . تو را به چفیه ات قسم مهمان ما باش !! قسم به چفیه !!! ، نماد مقاومت که هنوز بعد از سالها که از هشت سال دفاع مقدس گذشته هنوز هم بر گردن اماممان سید علی روحی له الفداه خودنمایی می کند... چفیه ای که دیروز کارت شناسایی بسیجی ایرانی بود و امروز شده قسم مردم عراق ودنیا آنرا می‌شناسد حالا بهتر میشه فهمید راه قدس از کربلا میگذرد یعنی چه!انقلاب ما انفجار نور بود،یعنی چه! وقتی میبینی از همه دنیا آمده اند بایک عقیده مشترک.

                     عکسهای راهپیمائی   اربعین حسینی را در ادامه مطلب ببینید



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 25 آذر 1393 توسط حكمت سعادت

کاروان می آید از شهر دمشق

                           برسرِ خاکِ شهِ سلطان عشق

 کاروان با خود رباب آورده است

                          بهر اصغر شیر وآب آورده است

 کاروان آمد ولی اکبرنداشت

                         ام لیلا شبه پیغمبر نداشت

 کاروان آمد ولی شاهی نبود

                         بربنی هاشم دگر ماهی نبود ...

-تصاویر متحرک اربعین حسینیAKSGIF.IR- -ARBAIEN-

 

دوستان عزیزم سلام :

 

إن شاء الله با چند تن دیگر از دوستانم شنبه پانزدهم آذرماه  از نجف با پای پیاده جهت شرکت در مراسم اربعین حسینی عازم کربلا هستیم برایمان دعاکنید که ان شاء الله بتونیم بامعرفت  اربابمان حسین (ع) را زیارت کنیم .


http://s5.picofile.com/file/8105169068/AKSGIF_aRarbaiengif_00%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1_%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9_%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B9%DB%8C%D9%8685.gif

ان شاء الله نایب الزیاره همگی شما عزیزان خواهم بود .


حلال بفرمایید یاعلی

إن شاء الله موقعی که برگشتم عکسهای گرفته شده در این مراسم را خواهم گذاشت.





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 13 آذر 1393 توسط حكمت سعادت

مــــادر...

مــــی آیــم، فقط غصــه نخــور...

كمـــی دیـــر میشود، ولـــی... می آیـــم




سَبـُک بـود  تـابـوتهــایتـان را میگــویـم.....

 خیلــی سبــک ... وقتــی دسـت بـه زیـر تـابـوتهــایتـان گـرفتــم
 
 حرفی بـرای گفتن نـداشتم از سنگینی بار امانتی که بر دوشم گذاشتید

 و شمــا دیــدیــد لـرزش دستـانـم را چـه میگفتــم بـا دستـانِ خــالی ؟

 انتـظار داشتیــد از راهِ نـاتمـامتـان میگفتــم ؟ انتــظار داشتیــد بگــویم همــه چـی آرام اســت ؟

آخــر اینجــا هیــچ چیــزی آرام نیســت ... نـه دلـم ...نـه روحــم ....آشفتـه ام ، آشفتــه

اینو گــوش بدین اگر اشکتون جاری شد همه شهدا
بخصوص برادران شهید اینجانب را یاد کنیدبا یک صلوات .

   ( + )






نوشته شده در تاریخ یکشنبه 9 آذر 1393 توسط حكمت سعادت

قسم می خورم هیچ کدام از شهدایمان، بی کار نبودند. و اگر می خواستند جنگ و جبهه را رها کنند، چیزی که زیاد داشتند، عذر بود و بهانه. و چرا بهانه؟! بعضی شان واقعا معذور بودند و ناچار.

کافی بود بخواهند دلیلی اقامه کنند تا از جبهه برگردند.

یکی همسر پا به ماه داشت!

یکی چندتا بچه قد و نیم قد داشت که باید شکمشان را سیر می کرد!

یکی دیگر، چند روز دیگر عقدش بود!

آن یکی، چند واحد مانده بود تا لیسانسش را بگیرد!

دیگری چند ماهی بود که بچه نوزادش را ندیده بود!

آن دیگری هم مادرش مریض بود و باید پرستاری اش می کرد!

و آن یکی چند ماهی بود که مرخصی نرفته بود، خسته شده بود دیگر!

یکی هم فصل برداشت محصول و زراعتش رسیده بود!

دیگری فصل امتحانات مدرسه اش نزدیک بود!

دیگری اسباب کشی منزل داشت!

آن طلبه هم باید برای تبلیغ دین به روستاها می رفت!

آن مؤمن فرق جهاد اصفر و جهاد اکبر را به خوبی می دانست!

و صدها دلیل دیگر ....

اما هیچ کدام از این موارد باعث نشد که دست از یاری دین خدا بکشند!!!

اما امروز...

جنگ ما "جنگ نرم" است، "جنگ اقتصادی" است، "جنگ علمی" است.

مائیم و بار این همه مسئولیت و هزاران عذر غیرموجه!

باید کمر همت، محکم کنیم که چشم امید شهیدان به امروز ماست.

باید برای امر ولایت آماده شد که ظهور یار نزدیک است. ان شاءالله





نوشته شده در تاریخ شنبه 8 آذر 1393 توسط حكمت سعادت


به پاس هر وجب خاکی از این ملک

چه بسیار ست، آن سرها که رفته!

زِمَستی بر سر هـر قطعه زین خاک

خدا داند چه افســــرها که رفتــــه!





نوشته شده در تاریخ شنبه 8 آذر 1393 توسط حكمت سعادت

جنگ نرم
جنس گلولـه و ترکشش تمسخر است و توهین و تهمت . . .
جانبازیش خون دل خوردن است . . .
تنها پدافندش تقواست . . .
فرمانده کل قوا و دیده بانش سیدی غریب و تنهاست . . .
اینجا اگر پیروز شدی شهیدی و گرنه
اسیری و سرباز دشمن . . .
تنها هدفش عقول و قلوب است . . .
به هر حال جنگ شروع شده ببین کدوم طرفی . . .




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 6 آذر 1393 توسط حكمت سعادت
(تعداد کل صفحات:12)      1   2   3   4   5   6   7   ...