تبلیغات
خاطرات رزمندگان و شهدای شهر من خور - ای شهید!

خاطرات رزمندگان و شهدای شهر من خور
 

ای شهید!

در قلمرو نگاهت، تمام ستارگان به صف ایستاده اند تا جرعه ای از روشنایی چشم های درخشانت را بنوشند.

نامت، خورشیدی است که تمام افق ها را در بر می گیرد و تاریک ترین زوایایِ هستی را روشن می سازد.

خداوند تو را آفرید تا استعاره ای باشی برای گل ها. تا سحرگاهان از پیشانی سپیدت رسم نورافشانی را بیاموزد.

ما اسیر باد بودیم و چشم های ما کویری بود که رویش جوانه ای را حتّی باور نمی کرد.

در نگاه تو اما ابری بود که باران را می سرود


             

ای شهید!

ای رهنورد نور در وادی تنهایی!

چونان پرندگان، بال هایت آماده پرواز، در خیزشی رو به روشنایی، رو در روی بهتِ تاریکی ها ایستادی.

از روی شراره ها و ازمیان آتش و توفان گذشتی، در امتداد سال ها در میدان مبارزه زندگی کردی، هر چه زخم، بر تنِ تو شکوفه زد و هر چه درد، در سینه تو پیچید؛ اما همچنان با نیرویی که آهن را در هم مچاله می کرد، بر پا ایستاده ای و با خونِ پاکت، فتح و پیروزی را به اقیانوس های بی کرانِ عشق و ایمان پیوند زدی.

          

ای شهید!

در تو روحی است چون بهاران که به دریچه هایی کوچکِ نگاه، وسعت بیکران می بخشد.

اندیشه ات راهی نو را برمی انگیزد و گام های پایداری ات، گذشتن از آسمان ها را به ما نشان می دهد.

تو برای لحظه میعاد، بهترین آیت را بر دوش داری.

در موج هر دریا سرازیر شوی، در کرانه فردا، انقلابی می آفرینی، اراده را در دل های بی باک بیدار می کنی و دست های خونبارت، فاصله راه اوج را هموار می کند.

تو می خوانی تا در هر پلک، جلوه های درخشندگی بکاری و در هر روح، جام های خوشبختی بریزی.

تاریخ، برای تو آینده ای روشن است، آن روز که به پاکی خونِ تو گواهی می دهد...

ای شهید!

 نام تو را سرود رهایی خواندند، از آن هنگام که جانت چون آواز پرندگان در آسمان آبیِ شهادت رها و چشم هایت به شفافیت همه گل های باغ، بر دریچه های ابدی عشق و ایمان گشوده شد.همه ستارگان نشسته بر دامان افق، بر پاکی خون تو گواهی می دهند.

                

ای شهید!

این را همه می دانند؛ حتی شکوفه هایی که اولین بار، هنگام بهار در آغوش طبیعت بر هستی چشم می گشایند و هر آوازی که بر لب پرنده ای جاری می شود، هر ستاره ای که می دمد و هر ترانه ای که متولد می شود، همه و همه می دانند که درنام تو قداستی نهفته است.

نام تو را با خونِ گلبرگ های گل سرخ، بر کتیبه های مقدس حماسه های کهن نگاشته اند؛ نامی که در زلال آوای مطنطش طراوت صدها ترانه اساطیری رامی توان شنید.

  شهادت، خالصانه ترین طریق عاشقی است.

  شهادت، نهادن عزیزترین دارایی در طبق اخلاص است.

 شهادت، تکامل انسان است.

 شهادت، قدم نهادن در جنة المأوای هستی است.

 شهادت، عزت ابدی و هنر مردان خداست.

و شهید، تجلیگاه عشق است؛ می سوزد و نورانیت می بخشد؛ خون می فشاند و گل می شکفد و در روز محشر، با خون خود به شهادتش گواهی می دهد؛ شهید، جان می دهد، زندگی می بخشد و زنده ابدی است


 

 دوستان شهیدم که در گلزار شهدای خور باخیالی آسوده آرمیده اید تمام دلتنگیهایم بوی شمارا میدهد                         

             می گویند فراموشتان  کرده ایم  اما نمیدانند.......                   

                         شما در جانم ریشه کرده اید  انگار باید جان دهم تاباورکنند دلتنگیهایم را....                                                                                                                              

بهار-بیست دات كام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 16 مرداد 1393 توسط حكمت سعادت